دبیرستان فاطمه الزهراء(س)
 

افراد از لحاظ جاذبه و دافعه نسبت به چهار دسته تقسیم میشوند:

1 - افرادی که نه جاذبه دارند و نه دافعه 

نه عشق و علاقه و ارادت را بر می‏ انگیزند و نه عداوت و حسادت. در بین مردم راه می‏روند مثل این‏ است که یک سنگ در میان مردم راه برود . این ، یک موجود ساقط و بی‏ اثر است . همچون گوسفندی که نه دوست کسی است و نه دشمن کسی را.


2



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 توسط مدیر دبیرستان |
 

بسم الله الرحمن الرحیم

معروف است که یکی از شاگردان بوعلی سینا به استاد می‏ گفت اگر تو با این فهم و هوش خارق العاده مدعی نبوت شوی مردم به تو می‏گروند و بوعلی‏ سکوت کرد . تا در سفری در فصل زمستان که باهم بودند سحرگاه بوعلی از خواب بیدار شد و شاگرد را بیدار کرد و گفت تشنه ‏ام قدری آب بیاور . شاگرد تعلل کرد و شروع کرد به عذر تراشیدن.

هر چه بوعلی اصرار کرد شاگرد حاضر نشد در آن زمستان سرد بستر گرم را ترک کند . در همین وقت فریاد مؤذن از بالای مأذنه بلند شد که الله اکبر ، اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان محمدا رسول الله .

بوعلی فرصت را مناسب دید که جواب شاگرد را بدهد گفت تو که مدعی بودی اگر من ادعای پیغمبری کنم مردم ایمان خواهند آورد اکنون ببین فرمان حضوری من به تو که سالها شاگرد من بوده‏ای و از درس من‏ بهره برده‏ای آنقدر نفوذ ندارد که لحظه ‏ای بستر گرم را ترک کنی و آبی به‏ من بدهی . اما این مرد مؤذن پس از چهارصد سال فرمان پیغمبر را اطاعت‏ کرده از بستر گرم خارج شده و رفته بر روی این بلندی و به وحدانیت خدا و رسالت او گواهی می‏دهد . ببین تفاوت ره از کجا است تا به کجا .

آری فیلسوفان شاگرد می‏سازند نه پیرو ، رهبران اجتماعی پیروان متعصب‏ می‏سازند نه انسانهای مهذب ، اقطاب و مشایخ عرفان ارباب تسلیم می‏سازند نه مؤمن مجاهد فعال .

در علی هم خاصیت فیلسوف است و هم خاصیت رهبر انقلابی و هم خاصیت‏ پیر طریقت و هم خاصیتی از نوع خاصیت پیامبران . مکتب او هم مکتب عقل‏ و اندیشه است و هم مکتب ثوره و انقلاب و هم مکتب تسلیم و انضباط و هم‏.مکتب حسن و زیبائی و جذبه و حرکت .

علی علیه السلام پیش از آنکه امام عادل برای دیگران باشد و درباره‏ دیگران به عدل رفتار کند ، خود شخصا موجودی متعادل و متوازن بود . کمالات‏ انسانیت را باهم جمع کرده بود . هم اندیشه‏ای عمیق و دوررس داشت و هم‏ عواطفی رقیق و سرشار . کمال جسم و کمال روح را توأم داشت .

شب ، هنگام‏ عبادت از ماسوی می ‏برید و روز ، در متن اجتماع فعالیت می‏کرد . روزها چشم‏ انسانها مواسات و از خود گذشتگی های او را می‏دید و گوش هایشان پند و اندرزها و گفتارهای حکیمانه اش را می‏ شنید و شب چشم ستارگان اشکهای‏ عابدانه ‏اش را می‏دید و گوش آسمان مناجات های عاشقانه‏ اش را می‏شنید . هم‏ مفتی بود و هم حکیم . هم عارف بود و هم رهبر اجتماعی . هم زاهد بود و هم‏  سرباز . هم قاضی بود و هم کارگر . هم خطیب بود و هم نویسنده .
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 توسط مدیر دبیرستان |
 

تنها اتاقی همیشه مرتبه و همه چیز سر جاش می‌مونه،
كه توش زندگی نكنی!
اگه زندگیت گاهی آشفته میشه وهیچی سر جاش نیست،
بدون هنوز زنده‌ای!
اما اگر همیشه همه چی آرومه و تو چقدر خوشحالی!
یه فكری برای خودت بكن!
*********************************************************
  



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم خرداد 1393 توسط مدیر دبیرستان |
 

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

غنچه از خواب پرید

و گلی تازه به دنیا آمد

خار خندید و به گل گفت : سلام

جوابی نشنید                              
                                 
خار رنجید ولی هیچ نگفت

ساعتی چند گذشت

گل چه زیبا شده بود

دست بی رحمی آمد نزدیک

گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید

گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت : سلام

 

گل اگر خار نداشت،

دل اگر بی غم بود،

اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،

زندگی ،عشق، اسارت ،قهر ،آشتی، هم بی معنا می بود

زندگي با همه وسعت خويش ، محفل ساكت غم خوردن نيست

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست

اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست

زندگي جنبش و جاري شدن است

زندگي کوشش و راهي شدن است

از تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدا مي داند.

زندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،

يادمان باشد اگر گل چيديم،

عطر و برگ و گل و خار،

همه همسايه ديوار به ديوار همند

 
نوشته شده در تاريخ جمعه نهم خرداد 1393 توسط مدیر دبیرستان |
چگونه می‌توانم تمام لحظه‌هایی که چون سرو در مقابلم ایستادی و با شور عشقت مرا سیراب کردی جبران کنم جز اینکه بهترین درود‌ها و دعاهای خیرم را بدرقه راهت کنم... روزت فرخنده و شاد باد.

نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 توسط مدیر دبیرستان |
ولادت حضرت زهرا (س) و روز زن را به کلیه دبیران و دانش آموزان عزیزم تبریک عرض میکنم.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393 توسط مدیر دبیرستان |


 

مورخان می‌نویسند: اسكندر روزی به یكی از شهرهای ایران (احتمالا در حوالی خراسان) حمله می‌كند، با كمال تعجب مشاهده می‌كند كه دروازه آن شهر باز می‌باشد و با این كه خبر آمدن او به شهر پیچیده بود مردم زندگی عادی خود را ادامه می‌دادند. باعث حیرت اسكندر بود زیرا در هر شهری كه سم اسبان لشگر او به گوش می‌رسید عده‌ای از مردم آن شهر از وحشت بیهوش می‌شدند و بقیه به خانه‌ها و دكان‌ها پناه می‌بردند، ولی اینجا زندگی عادی جریان داشت. اسكندر از فرط عصبانیت شمشیر خود را كشیده و زیر گردن یكی از مردان شهر می‌گذارد و می گوید: من اسكندر هستم.
مرد با خونسردی جواب می‌دهد: من هم ابن عباس هستم.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط مدیر دبیرستان |

امیدوارم با جمع کردن هفت سین نوروزی،

قرآنش نگهدارتان، آینه اش روشنایی زندگیتان،

 سکه اش برکت عمرتان، سبزیش طراوت و شادابی دلتان، و

 ماهی اش شوق ادامه زندگیتان را به شما هدیه دهد.

                                                        سیزده بدر مبارک

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 توسط مدیر دبیرستان |

 

پيشينه نوروز:

 

  عيد نوروز از زمان‌هاي قديم يكي از دو عيد بزرگ ايرانيان بوده است، عيد ديگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است. امروزه عيد مهرگان از اهميت چنداني برخوردار نيست. نوروز در روزگار «جمشيد» چهارمین پادشاه دوره پیشدادی پدید آمد ودر پادشاهی او به صورت آئین در آمد. در برخی از متن‌های کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن‌ها، کیومرث به‌ عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده‌است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده‌است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند .

نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم فروردین 1393 توسط مدیر دبیرستان |

سلام
سال پر از برکت و سلامتی برای شما و خانوادتون از خدا خواستارم
 رابطه تقوا و نظم در چیست که امیرالمومنین(جان ها فدایش) این دو را با هم ذکر کرده و میفرماید: اوصیکم بالتقوی الله و نظم امرکم(نهج البلاغه/ خطبه  193).
نکته هایی در این باره به ذهنم میرسد تا این که جمله زیر را از آقای علی صفایی دیدم که با زاویه جالبی به نظم نگاه کرده بود. شاید همه حرف درباره ارتباط نظم و تقوا نباشد ولی رابطه آنها را خوب نشان میدهد.
این هم عیدی امسال من به شما


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم فروردین 1393 توسط مدیر دبیرستان |
.: Weblog Themes By PayamBlog :.